"من نگویم، که مرا از قفس آزاد کنید"
در درون قفسم، خاطر من شاد کنید

مرغ بسمل شده ام تاب و توان نیست مرا
تا به کی جور و جفا بر منِ ناشاد کنید؟

می تپد دل ز پی جوجه بی بال و پرم
رحم بر حال من ای مردم بغداد کنید

غم هجرانِ رضا برده ز کف تاب مرا
به خدا می کُشدم، عافیت ایجاد کنید

مگذارید که معصومه خبردار شود
نشود از غم و دردم به برش یاد کنید

گل پژمرده یی از باغ ولایت شده ام
قطره ی آب بر این غمزده امداد کنید

غل و زنجیر گشایید ز پایم دم مرگ
اندکی ترس ز هنگامه ی میعاد کنید

موسی جعفرم و گفتن حق کار من است
گوش ها باز به بشنیدن فریاد کنید

از عدو نیست مرا گله، من آزرده شدم
از شما ها که به من، این همه بیداد کنید

کاش ویرانه شود خانه ی هارون رشید
کاش ویرانه ی دل را ز نو آباد کنید

نظر ماست چو "سائس" به شما نیز، اگر
سال یکبار ز مظلومی من یاد کنید

س. م. سائس
۲۰۲۱/۰۳/۰۵ شهر مالو، سویدن

پینوشت:
مصرع اول شعر را از غزل معروف ملک الشعرا "بهار" به عاریت گرفته ام.


برچسب‌ها: غزل, سید مصطفی سائس, ردیف د
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۹ساعت 17:14  توسط سید مصطفی سائس  |