|
مرغ بسمل شده ام تاب و توان نیست مرا می تپد دل ز پی جوجه بی بال و پرم غم هجرانِ رضا برده ز کف تاب مرا مگذارید که معصومه خبردار شود گل پژمرده یی از باغ ولایت شده ام غل و زنجیر گشایید ز پایم دم مرگ موسی جعفرم و گفتن حق کار من است از عدو نیست مرا گله، من آزرده شدم کاش ویرانه شود خانه ی هارون رشید نظر ماست چو "سائس" به شما نیز، اگر س. م. سائس پینوشت: برچسبها: غزل, سید مصطفی سائس, ردیف د
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۹ساعت 17:14  توسط سید مصطفی سائس
|
|