|
تا فخر سماوات و زمین پشت در افتاد در "رمز قبولی دعاها" خطر افتاد در کوچه چکید اشک غم از چشم ستاره زان ضربه کز آن لکه به روي قمر افتاد آن خانه که جبریل امین رهگذرش بود یکباره چه شد دیو و ددی را گذر افتاد سادات! ببخشید مرا، مادر تان ... آه با ضرب لگد خورد زمین، مختصر افتاد از امر پیمبر نبرد دست به شمشیر اکنون چه کند؟ شیر خدا را سپر افتاد تا دید حیا رخت سفر بسته از آن شهر دنبال پدر، دخت پدر در سفر افتاد "سائس" نتواند که دهد شرح حکایت زهرا به زمین خورد و علی از کمر افتاد برچسبها: غزل, سید مصطفی سائس, ردیف د
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۳ساعت 0:4  توسط سید مصطفی سائس
|
|