|
تو رفتی، بعد تو در سینه اش شرر دارد علی شکست و مدینه از این، خبر دارد
غروبِ خسته ی شبهای بی تو تاریک است که ماهِ خانه ی وحی خدا سفر دارد
کسی نگفت چرا او سکوت کرد کنون که هرچه بود به یک "در" تمام بردارد
همان که قلعه ی خیبر شکست، می بینی که بعد رفتن تو دست بر کمر دارد
اگر نبود به کف ذوالفقار، همرۀ تو دلِ علی به خدا بود خوش، سپر دارد
صدای بغض گلو گیر می رسد در گوش که روی آینه از آه، رنگ بر دارد
ببین به غربت من، نازنین که ویرانم برای دردِ دلم شهر، گوشِ کر دارد
نگفتمت که پر از گرگ گشته شهر کنون برون برآمدن از خانه ات خطر دارد
نگفتمت که دگر کار خانه را کم کن که کار خانه برای شما ضرر دارد
نگفتمت که نزن شانه موی زینب، چون رمق نداشت، که دست تو شانه بر دارد
کنون که رخت سفر بسته ای، برو، اما دعا بکن تو برایم، دعا اثر دارد
مدینه بعد تو افتاد در غم و اندوه و خاک، خاک ترا تا ابد به سر دارد
بس است "سائس" از این ماجرا زدی آتش به قلب هرکه دلی زنده در بشر دارد
خدا به حرمت آن پهلوی شکسته ی عشق دل تمام زمین را ز غصه بر دارد
۵ نوامبر ۲۰۲۵ شهر مالمو؛ سویدن برچسبها: غزل, سید مصطفی سائس, ردیف د
+ نوشته شده در شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴ساعت 11:41  توسط سید مصطفی سائس
|
|