|
مدینه بار دگر بیقرار و پژمان شد مدینه نه، که جهان غصه دار و گریان شد زمین گرفته به دل داغ و آسمان زخمیست ستاره ها چقدر حال شان پریشان شد غروب آمد و مهر بتول کرد افول خزان ندیده، گلِ باغ و راغ ویران شد صدای نالهی دیوار و در، هنوز آید گواهِ غربتِ آن دردِ بیکران، "آن" شد علی شکسته دل و خسته از سکوتِ زمان که دلخوشیش کنون زیر خاک پنهان شد کدام مرد ، تحمل کند فراقِ تو را؟ که صبرِ کوه در این سوگ هم پریشان شد سلام ما به تو، ای روحِ اطهر قدسی سلام ما به تو کز تو جهان گلستان شد به یادِ چشم علی، در شبِ وداعِ شما تمامِ عرش نشینان به آه و افغان شد فرشتهها به عزایت به خاک میافتند که سوگِ دخترِ سرحلقه ی رسولان شد تو رفتی و نفسِ نور از جهان کم شد که آفتابِ فروزان به خاک یکسان شد ز داغِ غربتِ تو، سینهام شرر دارد همین شرار، طبیب دل پریشان شد اگرچه سوخت دل "سائس" از غمت، مادر خوشم که عشقِ تو در آن عمودِ ایمان شد به نخ معجر خاکی دخیل می بندم که رازِ خلقتِ هستی از آن نمایان شد
۳ نوامبر ۲۰۲۵ شهر مالمو؛ سویدن برچسبها: غزل, سید مصطفی سائس, ردیف د
+ نوشته شده در شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴ساعت 11:45  توسط سید مصطفی سائس
|
|